- تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 22:10
من کلا توزندگیم آدمی نیستم که حسرت زندگی بقیه روبخورم کلا متنفرم ازین قضیه واقعا هم همیشه برای همه آرزوهای خوب خوب میکنم تودلم حتی اگه ظاهرا ازشون متنفرم باشم باز تودلم توخلوت خودم جز خوبی برای هیچ کسی نمیخام  .امشب یکی ازدوستام عروسیش بود و رفت خونه خودش خیلی خیلی زیاد ذوقشو کردم شبیه فرشته ها شده ...
برای معبودم ♥️ - تاریخ: 1400/6/12 ساعت: 23:04
اینقدر ننوشتم اینقدر ننوشتمممم که اینجا شده یه متروکه ://// الان هم قصد نوشتن ندارم چون درآستانه امتحانی سخت هستم و شب بیداری میکنم ساعت سه و اینجا خوابگاه صدای مارا میشنوید:)) اتفاقای زیادی رخ داده این چند وقت که مهم ترینشون پنجم فروردین بوده و تاالان ادامه داره یه اتفاق جدید،یه حس جدید به زندگی:))...
یسناییات و این روز هایش:) - تاریخ: 1397/11/3 ساعت: 9:00
هرچی فکر میکنم که این افکارم کجا تخلیه کنم نمیفهمم .... نمیدونم ولی شاید بهترین جا همین جاباشه:( بعد از ۲۰سال زندگی درگیر یه حس دوطرفه واقعی شدم انگار... درسته تو طی این ۲۰سال هزارتا از این مدل ها
یسنا نوشت...✏ - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 6:32
نمیدونم این حس چیه..نمیدونم اسمشو چی بزارم .. یه جورسردرگمی.. یه جوربینِ زمینو وآسمون گیرکردن..یه جورحسِ غریبیه... انگار که تمام آدما بامن بیگانه هسسن..انگارکه من از یه سیاره دیگه اومده باشم... انگارکه هیچکی نفهمتم... انگارکه اشتباه قرار گرفتم میون آدما... انگارکه یه علامت سوال باشم حتی واسه خودم...
شـب قـدر... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 6:32
خیلی توکالـبد دنیاییم فرورفتم..انقدکه یادم رفته من هیچی نیسسم ..هرچی دارم از توئه..بعضی وقتا اونقد با اطمینان زندگی میکنم که حتی یادم میره یه روزی باید بزارمو بیام .. انقد حرص میزنم واسه دنیام که همه چی یادم میره..انقد گله و شکایت میکنم که همه خوبیات همه مهربونیات فراموشم میشه ..آره من همیشه ۲قورتو